عبد الرضا سالار بهزادى
349
بلوچستان در سالهاى 1307 تا 1317 قمرى ( فارسى )
اجتماعى بم كرمان و تهران كه در آنها مطرح گرديده ، مرحوم عدل السلطنه امورى را كه مرحوم سالار اسعد در تهران داشته به خواهش وى به انجام مىرسانيده و مرحوم سالار اسعد نيز در مقابل در بم كارهايى را كه عدل السلطنه از او مىخواست انجام مىداده است . تنها پيروزى خاندان اسفنديارى در اين رقابت سياسى در بم انتخاب شدن مرحوم عدل السلطنه در دورهء چهارم مجلس از بم بود كه البته در آن سالها از طرف خاندان بهزادى كسى نامزد نمايندگى مجلس نبود و پس از آن دوره نيز تا آخر سلطنت رضا شاه بجز دورهء ششم كه مرحوم مختار الملك ابراهيمى به نمايندگى بم برگزيده شد ، كرسى نمايندگى بم براى هفت دورهء متوالى در اختيار دكتر مهدى ملكزاده بود . آخرين بارقهء رقابت سياسى اسفندياريها و بهزاديها در بم در جريان انتخابات دورهء هفدهم مجلس شوراى ملى در زمان زمامدارى مرحوم دكتر محمد مصدق بود كه محسن خان مرآت اسفنديارى پسر مرحوم حسن خان مرآت السلطنه و پسرزادهء سردار نصرت با تكيه بر نصبت خويشاوندى خود با مرحوم دكتر مصدق ، 500 خود را در مقابل مرحوم زين العابدين خان سالار بهزادى پسر مرحوم سالار اسعد و پسرزادهء زين العابدين خان اسعد الدوله از بم نامزد نمايندگى مجلس نمود كه با بهم خوردن انتخابات بم در آن دوره اين رقابت نيز به پايان رسيد . بارى با مرگ اميرنظام ، زين العابدين خان حسام الملك قراگوزلوى همدانى پسر حسين خان حسام الملك همدانى نوهء دخترى فتحعلى شاه به حكومت كرمان رسيد ، و در ذيقعدهء 1317 وارد كرمان شد . پسر زين العابدين خان حسام الملك ، غلامرضا خان افتخار الملك - احتشام الدولهء بعد - داماد مظفر الدين شاه بود و داستان جشن عروسى افسانهاى كه حسام الملك براى پسرش در همدان برپا كرد ( 1309 ه . ق . ) شهرت بسزايى دارد . حسام الملك قبلا نيز يعنى در سال 1311 در زمان سلطنت ناصر الدين شاه هنگامى كه عبد الحسين ميرزا فرمانفرما حكومت كرمان را برعهده داشت ، خواهان و نامزد حكومت كرمان بود و براى اين كار به گفتهء اعتماد السلطنه در خاطراتش حاضر به پرداخت هشتاد هزار تومان به شاه و بيست هزار تومان به صدراعظم شده بود . امّا در آن بين باآنكه خود عبد الحسين ميرزا حاضر به پرداخت همان مبلغ براى حفظ حكومت خود شده بود ، ناصر الدين شاه در مقابل دريافت هشتاد هزار تومان پيشكشى حكومت كرمان را به فتحعلى خان صاحبديوان واگذار نمود . 501 حكومت حسام الملك نيز در كرمان طولى نكشيد و پس از حدود ده ماه اقامت در كرمان در رمضان 1318 معزول گشته و به تهران احضار شد . 502 عدهاى نيز به احتمال قوى به اشارهء خود او و ايادىاش ، به تلگرافخانه رفته و ابقاى او را در حكومت كرمان از اولياء دولت در تهران خواستار شدند ، امّا مورد قبول تهران قرار نگرفت 503 و سرانجام حدود شش ماه پس از رسيدن حكم عزلش در ربيع الاول 1319 روانهء همدان شد ، 504 حسام الملك را با اسعد الدوله به هردليلى رابطهاى ديگر بود و در طول دوران حكومتش در كرمان سعى در اعزاز و اكرام و دلجويى از اسعد الدوله داشت و با آنكه معاندين اسعد الدوله منجمله عدل السلطنه كه كماكان رياست قشون كرمان را عهدهدار بود ، چنان كه از اسنادى كه ارائه خواهد شد برمىآيد سعى در بيرون راندن بيشازپيش اسعد الدوله از صحنهء قدرت داشتند ، امّا در اين مورد افسونشان در حسام الملك كارگر نشد - هرچند كه اسعد الدوله در اين زمان نيز حكومتى را عهدهدار نبود . اسنادى كه متعاقبا ارائه مىگردند مربوط به همين دوران حكومت حسام الملك مىباشند .